﻿1
00:00:03,211 --> 00:00:08,216
وبسایت فردیس فیلم تقدیم میکند

2
00:00:08,675 --> 00:00:10,260
‫کوین!

3
00:00:12,721 --> 00:00:14,597
‫دانا؟

4
00:00:16,266 --> 00:00:17,726
‫دانا؟

5
00:00:25,233 --> 00:00:26,860
‫دانا؟

6
00:00:31,448 --> 00:00:33,450
‫یعنی چی؟ یعنی چی؟
‫یعنی چی؟

7
00:00:33,575 --> 00:00:36,035
‫اون چی بود؟ دانا؟

8
00:00:36,161 --> 00:00:37,704
‫اون چی بود؟

9
00:00:41,332 --> 00:00:44,210
‫دانا. دانا. دانا!

10
00:00:46,337 --> 00:00:49,507
‫هی، منم. منم.
‫منم.

11
00:00:49,591 --> 00:00:52,510
‫کوین‌ام. دانا!
‫منم.

12
00:00:52,594 --> 00:00:55,054
‫دانا، منم. منم.

13
00:01:04,022 --> 00:01:05,648
‫دانا، این...

14
00:01:05,773 --> 00:01:09,861
‫اصلا نمی‌دونم این...
‫این وحشتناکه.

15
00:01:09,944 --> 00:01:12,530
‫چطور الان این اتفاق‌ها برات افتاد؟

16
00:01:12,655 --> 00:01:13,907
‫چقدر از هوش رفته بودم؟

17
00:01:14,032 --> 00:01:16,951
‫کمتر از یه دقیقه.
‫حتی کمتر. چندین ثانیه.

18
00:01:19,746 --> 00:01:23,833
‫حس کردم که حداقل یه ساعت نبودم.

19
00:01:25,752 --> 00:01:27,170
‫اولین باری که این اتفاق افتاد،

20
00:01:27,212 --> 00:01:28,922
‫فقط چند دقیقه بود،

21
00:01:29,005 --> 00:01:31,007
‫و دفعه بعد، یکم بیشتر بود.

22
00:01:31,049 --> 00:01:33,927
‫داره بدتر میشه، کوین.
‫باید یه کاری بکنم.

23
00:01:34,969 --> 00:01:36,346
‫دانا؟

24
00:01:37,263 --> 00:01:38,598
‫لباس جدید نیاز دارم.

25
00:01:40,266 --> 00:01:43,186
‫اگه دوباره این اتفاق افتاد،
‫نباید روپوش حمام تنم باشه.

26
00:01:46,397 --> 00:01:48,483
‫مطمئنی که نمی‌خوای به خاله‌ات زنگ بزنی؟

27
00:01:50,485 --> 00:01:52,237
‫اون همین الانشم فکر می‌کنه من دیوونه‌ام.

28
00:01:52,320 --> 00:01:54,155
‫ولی اون تنها کسیه که می‌تونه...

29
00:01:54,239 --> 00:01:56,324
‫درمورد مادرت و این چیزا بهت بگه، درسته؟

30
00:01:59,327 --> 00:02:00,995
‫اون دیگه کیه؟

31
00:02:01,079 --> 00:02:03,373
‫نمی‌دونم، به نظرم باید بری در رو باز کنی.

32
00:02:05,625 --> 00:02:07,168
‫منو ببین.

33
00:02:12,257 --> 00:02:14,133
‫دارم میام.

34
00:02:15,551 --> 00:02:17,053
‫دوباره سلام.

35
00:02:17,136 --> 00:02:18,972
‫ببخشید که مزاحم شدم،

36
00:02:19,055 --> 00:02:23,309
‫ولی شما یه گربه ندیدین؟

37
00:02:23,393 --> 00:02:26,187
‫گربه؟
‫نه، شرمنده.

38
00:02:26,312 --> 00:02:28,398
‫خب، فکر نمی‌کنی شاید دوستت دیده باشتش؟

39
00:02:28,523 --> 00:02:29,691
‫دانا؟

40
00:02:29,816 --> 00:02:33,736
‫نمی‌دونم.

41
00:02:33,820 --> 00:02:36,406
‫اشکالی نداره که خودم ازش بپرسم؟

42
00:02:36,531 --> 00:02:40,493
‫می‌دونی، دانا درواقع خوابه.

43
00:02:40,618 --> 00:02:41,703
‫خوابه؟

44
00:02:41,786 --> 00:02:43,454
<i>‫ می‌دونی، هر دومون خواب بودیم. </i>

45
00:02:43,538 --> 00:02:45,665
<i>‫ درواقع روز طولانی‌ای داشتیم، </i>

46
00:02:45,790 --> 00:02:47,542
<i>‫ اینجور چیزها. </i>

47
00:02:47,667 --> 00:02:49,293
<i>‫ بله. </i>

48
00:02:54,716 --> 00:02:56,175
‫بله؟

49
00:02:56,300 --> 00:02:58,219
‫- نیسی.
‫- چی نیاز داری؟

50
00:02:58,302 --> 00:03:01,055
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟
‫درمورد مادرمه.

51
00:03:02,515 --> 00:03:05,518
‫- اون چی؟
‫- گفتی که همین طرفا زندگی می‌کنی.

52
00:03:05,601 --> 00:03:07,353
‫سر نبش کورونادو.

53
00:03:07,437 --> 00:03:09,480
‫خیلی‎ خب.
‫آره، من تا حالا ندیدمت.

54
00:03:09,564 --> 00:03:12,025
‫تو همه اهالی این اطراف رو می‌شناسی؟

55
00:03:12,108 --> 00:03:14,402
‫شما دوتا از کجا همدیگه رو می‌شناسین؟

56
00:03:15,653 --> 00:03:17,321
‫هم‌دانشگاهی بودیم.

57
00:03:17,572 --> 00:03:20,366
‫وقتی گفتی که حالش خوب نبود،
‫منظورت چی بود؟

58
00:03:23,077 --> 00:03:25,121
‫خیلی‌خب.

59
00:03:27,331 --> 00:03:30,168
‫- چرا داری اینو ازم می‌پرسی؟
‫- منظورت از اون حرف چی بود؟

60
00:03:30,251 --> 00:03:31,627
‫دقیقا مادرم چش بود؟

61
00:03:33,045 --> 00:03:34,672
‫نگران چیزی هستی؟

62
00:03:34,756 --> 00:03:36,382
‫لطفا جوابم رو بده.

63
00:03:36,507 --> 00:03:40,219
‫مادرت ممکن بود افسرده‌روان باشه.

64
00:03:40,344 --> 00:03:43,055
‫کمی شیدایی داشت و نزدیک آخرهای عمرش،

65
00:03:43,181 --> 00:03:45,433
‫ادعا می‌کرد چیزهایی می‌بینه...

66
00:03:45,516 --> 00:03:47,477
‫که وجود نداشتن.

67
00:03:48,770 --> 00:03:50,605
‫چه چیزهایی می‌دید؟

68
00:03:51,022 --> 00:03:52,482
‫دانا، از این سوالات خوشم نمیاد.

69
00:03:52,607 --> 00:03:54,484
‫چرا اینا رو می‌پرسی؟

70
00:03:54,609 --> 00:03:57,320
‫وقتی مُردن چه اتفاقی افتاد؟
‫وقتی مادر و پدرم مُردن؟

71
00:03:57,445 --> 00:04:00,281
‫کی پشت فرمون بود؟
‫مادرم رانندگی می‌کرد؟

72
00:04:00,364 --> 00:04:03,284
‫- بله.
‫- جسدش رو پیدا کردن؟

73
00:04:03,367 --> 00:04:05,119
‫آه...

74
00:04:06,662 --> 00:04:08,206
‫نه.

75
00:04:09,624 --> 00:04:12,335
‫به نظرت از نظر دانا اشکالی نداره
‫که حیاط پشتی رو چک کنم؟

76
00:04:12,418 --> 00:04:15,296
‫مستاجر قبلی...

77
00:04:15,421 --> 00:04:17,381
‫بدون اجازه ما به پرنسس غذا می‌داد و...

78
00:04:17,465 --> 00:04:19,300
‫حتما. شبت بخیر.

79
00:04:23,638 --> 00:04:25,473
‫دانا.

80
00:04:29,143 --> 00:04:30,561
‫دانا!

81
00:04:30,686 --> 00:04:32,271
‫فرض کردن...

82
00:04:32,396 --> 00:04:35,399
‫که سعی کرده با شنا کردن از خودرو دور بشه.

83
00:04:36,400 --> 00:04:37,652
‫دانا؟

84
00:04:40,571 --> 00:04:42,073
‫دانا؟

85
00:04:42,573 --> 00:04:45,034
‫- دانا!
‫- ببین. اون کیه؟

86
00:04:45,117 --> 00:04:46,536
‫من باید برم.
‫فردا بهت زنگ می‌زنم.

87
00:04:46,661 --> 00:04:48,454
‫- خدافظ.
‫- دانا؟ الو؟

88
00:04:49,330 --> 00:04:51,207
‫- دانا؟
‫- اینجام.

89
00:04:51,332 --> 00:04:53,000
‫وای، خدای من.
‫چیکار می‌کنی؟

90
00:04:53,125 --> 00:04:54,377
‫تازه داشتم با خاله‌ام حرف می‌زدم.

91
00:04:54,418 --> 00:04:56,087
‫جسد مادرم هرگز پیدا نشده.

92
00:04:56,170 --> 00:04:57,672
‫- یعنی اون هنوزم زنده‌ست.
‫- چی؟

93
00:04:57,672 --> 00:05:00,550
‫والدینم. والدینم.
‫مادرم مُرد یا هر دوشون مُردن،

94
00:05:00,716 --> 00:05:02,385
‫تو یه تصادف.

95
00:05:02,468 --> 00:05:04,428
‫هرگز کسی نفهمید که چه اتفاقی افتاد.
‫ولی کم کم دارم پی می‌برم...

96
00:05:04,428 --> 00:05:06,556
‫که حتما مادرم پشت فرمون بوده.

97
00:05:06,931 --> 00:05:08,349
‫حتما کشیده شده به گذشته،

98
00:05:08,432 --> 00:05:10,518
‫و کنترل ماشین رو از دست داده...

99
00:05:10,601 --> 00:05:12,311
‫یا نمی‌دونم.

100
00:05:14,230 --> 00:05:15,564
‫کی دم در بود؟

101
00:05:15,815 --> 00:05:20,236
‫دوباره همسایه‌ات بود و درمورد یه گربه
‫چرت و پرت می‌گفت.

102
00:05:21,737 --> 00:05:23,239
‫گربه کوفتی.

103
00:05:23,322 --> 00:05:25,449
‫- تو گربه‌اش رو دیدی؟
‫- آره. یکم پیش.

104
00:05:26,200 --> 00:05:27,785
‫گربه، اومد دم در پشتی،

105
00:05:27,868 --> 00:05:30,204
‫و منم بلندش کردم.

106
00:05:30,830 --> 00:05:35,543
‫نگهش داشتم و اون موقع بود
‫که به گذشته کشیده شدم.

107
00:05:37,211 --> 00:05:39,088
‫و اون از تو بغلم رفت.
‫اون هنوزم اونجاست.

108
00:05:39,213 --> 00:05:40,548
‫پیداش کردی؟

109
00:05:40,756 --> 00:05:43,217
‫نه، ولی تو خونه بغلی‌مون اتفاق خیلی بدی داره میفته.

110
00:05:43,342 --> 00:05:46,304
‫- چی؟
‫- دوباره اون یارو در رو باز کرد.

111
00:05:46,429 --> 00:05:48,597
‫و این دفعه سر و وضعش خونی بود.

112
00:05:48,723 --> 00:05:52,059
‫یعنی، کلا سر و وضعش خونی نبود،
‫ولی گردنش خونی بود.

113
00:05:52,184 --> 00:05:54,437
‫بعد ازش پرسیدم دانا کجاست.

114
00:05:54,520 --> 00:05:56,272
‫بهم گفت که خوابیده.

115
00:05:56,355 --> 00:05:59,191
‫و بعد درمورد پرنسس دای ازش پرسیدم،

116
00:05:59,275 --> 00:06:01,485
‫و بهم گفت که اونو ندیده.

117
00:06:01,569 --> 00:06:05,156
‫و بعد شنیدم که داشتن باهم حرف می‌زدن
‫و دانا نخوابیده بود.

118
00:06:05,239 --> 00:06:06,657
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، آروم بگو.
‫تو صداشونو شنیدی...

119
00:06:06,657 --> 00:06:08,617
‫کارلو، لطفا اینقدر نپر وسط حرفم.

120
00:06:08,701 --> 00:06:10,619
‫دارم سعی می‌کنم حرفم رو کامل بهت بگم.

121
00:06:10,745 --> 00:06:14,498
‫صدای حرف زدنشون رو شنیدم.
‫دانا خواب نبود.

122
00:06:14,749 --> 00:06:16,250
‫و بعد...

123
00:06:16,667 --> 00:06:20,212
‫شنیدم که یه چیزی درمورد یه گربه گفت.

124
00:06:22,131 --> 00:06:24,133
‫- چی گفت؟
‫- ایناهاش.

125
00:06:24,216 --> 00:06:25,509
‫نمی‌دونم.

126
00:06:25,593 --> 00:06:28,512
‫خب، می‌خوای چیکار کنی؟

127
00:06:28,596 --> 00:06:30,556
‫می‌خوام بدونم کس دیگه‌ای هم چیزی دیده یا نه.

128
00:06:30,681 --> 00:06:33,267
‫ولی اگه به خاطر خونه باشه چی، دانا؟

129
00:06:33,350 --> 00:06:35,436
‫و نمیگم که من...

130
00:06:35,519 --> 00:06:38,439
‫به همچین چیزهایی اعتقاد دارم،

131
00:06:38,522 --> 00:06:40,649
‫ولی فقط دارم هول می‌کنم.

132
00:06:40,775 --> 00:06:43,527
‫به خاطر خونه نیست، کوین
‫مشکل از منه. من.

133
00:06:43,652 --> 00:06:45,321
‫هرجا باشم این اتفاقی میفته.

134
00:06:45,446 --> 00:06:48,157
‫مادرم، اون داشت رانندگی می‌کرد
‫و اون...

135
00:06:48,240 --> 00:06:49,575
‫می‌دونم که فکر می‌‎کنی چه اتفاقی داره میفته.

136
00:06:49,575 --> 00:06:51,827
‫تو می‌تونی بری، ولی من باید بمونم.

137
00:06:51,911 --> 00:06:53,537
‫من باید برگردم.

138
00:06:54,413 --> 00:06:55,748
‫چه اتفاقی داره میفته؟

139
00:07:00,461 --> 00:07:02,505
‫نمی‌تونم اینطوری تنهات بذارم.

140
00:07:02,588 --> 00:07:04,423
‫و همسایه بقیه، اسم منو می‌دونن.

141
00:07:04,507 --> 00:07:06,300
‫می‌دونن خونه‌ام کجاست.
‫دانا، لطفا.

142
00:07:06,425 --> 00:07:08,344
‫اگه اتفاقی برات بیفته، من تو دردسر میفتم.

143
00:07:08,469 --> 00:07:10,387
‫لطفا.
‫دانا، لطفا باهام بیا.

144
00:07:10,471 --> 00:07:12,389
‫- کوین.
‫- اگه اتفاقی بیفته، میفته دیگه.

145
00:07:12,473 --> 00:07:14,391
‫ولی ما باید از این خونه بریم.

146
00:07:14,517 --> 00:07:16,852
‫لطفا.
‫باید از اینجا بریم.

147
00:07:18,437 --> 00:07:20,189
‫چه اتفاقی داره میفته؟

148
00:07:20,272 --> 00:07:22,525
‫دوباره داره اتفاق میفته، کوین.

149
00:07:23,984 --> 00:07:27,363
‫وای، نه، نه، نه.

150
00:07:27,446 --> 00:07:29,406
‫دانا.

151
00:07:52,846 --> 00:07:54,848
‫ولم کن. خودشه.

152
00:07:57,893 --> 00:08:00,145
‫روفس، دارم میام.

153
00:08:17,496 --> 00:08:19,248
‫کوین!

154
00:08:33,470 --> 00:08:34,972
‫- اسمت چیه؟
‫- نایجل.

155
00:08:35,055 --> 00:08:36,890
‫نایجل، تو باید بری و کمک بیاری.

156
00:08:37,224 --> 00:08:39,143
‫من نباید می‌ذاشتم اون از درختی بالا بره.

157
00:08:39,226 --> 00:08:41,270
‫اگه مُرده باشه، اونا منو می‌کشن.

158
00:08:42,896 --> 00:08:44,982
‫این مَرد هم باهات میاد، باشه؟

159
00:08:48,319 --> 00:08:50,404
‫بهشون میگه که تقصیر تو نبوده،

160
00:08:50,487 --> 00:08:52,031
‫ولی باید همین الان بری.

161
00:08:54,199 --> 00:08:57,786
‫خودشه. این همونه.
‫باید نجاتش بدیم.

162
00:08:57,953 --> 00:08:59,330
‫من باید چی بگم؟

163
00:08:59,455 --> 00:09:02,333
‫فقط بهشون بگو که ما مسافریم.

164
00:09:02,416 --> 00:09:04,335
‫و بهشون برخورد کردیم.

165
00:09:13,093 --> 00:09:15,763
‫هی، روفس. هی، روفس.
‫هی. بیدار بمون.

166
00:09:15,888 --> 00:09:18,057
‫بیدار بمون.
‫هوشیار بمون.

167
00:09:35,866 --> 00:09:37,242
‫هی!

168
00:09:40,537 --> 00:09:42,164
‫ارباب روفس کجاست؟

169
00:09:43,248 --> 00:09:45,042
‫ارباب روفس از روی درخت افتاد، قربان،

170
00:09:45,125 --> 00:09:47,377
‫و پاهاش یه وری شده بودن.

171
00:09:47,461 --> 00:09:49,880
‫و بلند نمی‌شد.
‫بعد یه زن،

172
00:09:49,963 --> 00:09:52,091
‫که مثل مَردها لباس پوشیده بود،
‫از تو جنگل اومد،

173
00:09:52,966 --> 00:09:54,802
‫و منو فرستادن اینجا، قربان.

174
00:09:55,052 --> 00:09:56,970
‫و منو فرستادن که کمک ببرم.

175
00:09:57,096 --> 00:09:59,348
‫برو و سریع دکتر وست رو خبر کن.

176
00:10:03,185 --> 00:10:06,522
‫منو ببخشید جناب،
‫ولی باید بپرسم کی هستین.

177
00:10:07,523 --> 00:10:08,857
‫ما مسافریم.

178
00:10:08,941 --> 00:10:11,068
‫بهشون برخورد کردیم.
‫موقع سفر کردنمون.

179
00:10:11,151 --> 00:10:14,238
‫همینجا منتظر بمونین.
‫ارابه‌ام رو میارم.

180
00:10:31,171 --> 00:10:33,882
‫سِر روفس، بیدار بمون.
‫هی، هوشیار بمون.

181
00:10:34,383 --> 00:10:36,051
‫هوشیار بمون.

182
00:10:37,511 --> 00:10:40,055
‫حالت خوب میشه.

183
00:10:41,098 --> 00:10:43,058
‫- زنده‌ست؟
‫- آره.

184
00:10:43,141 --> 00:10:44,935
‫آره، بسپارش به من.

185
00:10:56,488 --> 00:10:58,532
‫از کجا آتل درست کردن یاد گرفتی؟

186
00:11:00,200 --> 00:11:01,368
‫تلویزیون.

187
00:11:02,369 --> 00:11:04,079
‫- من دارم هول می‌کنم.
‫- نکن.

188
00:11:04,204 --> 00:11:06,540
‫آروم باش.
‫وانمود کن که انگار یه بازیه.

189
00:11:06,707 --> 00:11:08,250
‫می‌تونی این کارو کنی؟

190
00:11:11,253 --> 00:11:12,588
‫بله.

191
00:11:13,005 --> 00:11:15,132
‫طوری نیست.
‫درست میشه.

192
00:11:15,215 --> 00:11:16,633
‫- من اینجام.
‫- سرده.

193
00:11:16,717 --> 00:11:18,260
‫من پیشتم.

194
00:11:47,122 --> 00:11:48,957
<i>‫ اگه تا قبل از مهمونیم... </i>

195
00:11:49,041 --> 00:11:50,250
<i>‫ یه شکوفه از این بوته‌ها کم بشه... </i>

196
00:11:50,334 --> 00:11:51,960
<i>‫ کلک هر سه‌تاتون کنده‌ست. </i>

197
00:11:52,044 --> 00:11:53,545
‫اینا رو از فرانسه آوردن.

198
00:11:57,049 --> 00:11:59,051
‫اون کیه؟

199
00:12:01,178 --> 00:12:04,514
‫نه! روفس!

200
00:12:04,598 --> 00:12:07,934
‫- اوه، روفس من.
‫- بیا و کمکم کن ارباب روفس رو ببریم داخل.

201
00:12:08,060 --> 00:12:09,394
‫- پاش شکسته.
‫- اینو باز کنین!

202
00:12:10,020 --> 00:12:12,689
‫بچه‌ام چش شده؟

203
00:12:12,814 --> 00:12:14,274
‫طوری نیست.
‫مامانت اینجاست.

204
00:12:14,358 --> 00:12:16,193
‫میشه اینقدر سر و صدا نکنین؟

205
00:12:16,318 --> 00:12:18,195
‫چتونه؟

206
00:12:18,320 --> 00:12:20,530
‫ارباب روفس کوچولو از رو یه درخت افتاد.
‫پاش شکسته.

207
00:12:20,614 --> 00:12:22,115
‫نایجل کجاست؟

208
00:12:22,199 --> 00:12:24,034
‫فرستادمش واسه آماده شدن برای طوفان...

209
00:12:24,117 --> 00:12:25,410
‫برام چوب جمع کنه.

210
00:12:25,535 --> 00:12:27,537
‫ارباب روفس تنها بوده.
‫اشتباه من بود.

211
00:12:27,662 --> 00:12:29,081
‫شک نکن که تقصیر تو بوده.

212
00:12:29,206 --> 00:12:30,957
‫ولی فرستادمش تا قبل از اینکه
‫وضع جاده‌ها...

213
00:12:31,083 --> 00:12:32,459
‫- دشوار بشن، دکتر وست رو بیاره.
‫- برو!

214
00:12:32,459 --> 00:12:34,211
‫دکتر وست؟

215
00:12:34,753 --> 00:12:36,213
‫می‌تونی باهام حرف بزنی؟

216
00:12:36,296 --> 00:12:38,382
‫این شیطون رو ببرین تو اتاق خوابش...

217
00:12:38,507 --> 00:12:40,050
‫و از جلو چشمم دورش کنین.

218
00:12:40,258 --> 00:12:42,386
‫باورم نمیشه.

219
00:12:45,222 --> 00:12:47,349
‫اوه، ببرینش.

220
00:12:48,141 --> 00:12:49,684
‫مراقب باشین! مراقب باشین!

221
00:12:49,893 --> 00:12:51,395
‫- هیولا.
‫- خفه شو، مارگارت.

222
00:12:51,520 --> 00:12:53,313
‫مراقب سرش باش.

223
00:12:54,564 --> 00:12:56,400
‫- چطوری برگردیم؟
‫- طوری نیست، عزیزم.

224
00:12:56,525 --> 00:12:57,651
‫نمی‌دونم.

225
00:12:57,734 --> 00:12:59,277
‫شما کی هستین؟

226
00:13:04,491 --> 00:13:06,284
‫ما مسافریم.

227
00:13:06,535 --> 00:13:08,120
‫داشتیم سفر می‌کردیم...

228
00:13:08,245 --> 00:13:10,664
‫که موقع رد شدن اونو تو جنگل پیدا کردیم.

229
00:13:11,581 --> 00:13:13,625
‫این چه لباسیه؟

230
00:13:15,502 --> 00:13:17,045
‫بهمون دستبرد زدن.

231
00:13:17,546 --> 00:13:18,713
‫توماس.

232
00:13:19,589 --> 00:13:21,424
‫چارلز، خیلی معذرت می‌خوام.

233
00:13:21,550 --> 00:13:23,510
‫- این اختلال رو ببخشید.
‫- اوه، نه، نه.

234
00:13:23,593 --> 00:13:25,804
‫منو ببخش که مزاحمت ایجاد کردم.
‫مشخصه تو مورد اضطراری‌ای داری...

235
00:13:25,846 --> 00:13:29,099
‫که باید بهش رسیدگی کنی.
‫اجازه بده بنده رفع زحمت کنم.

236
00:13:29,224 --> 00:13:31,059
‫چارلز، نه.
‫تو باید بمونی.

237
00:13:31,184 --> 00:13:32,727
‫تازه داشتیم درمورد تجارت حرف می‌زدیم،

238
00:13:32,811 --> 00:13:35,564
‫و سارا برامون ضیافتی تدارک دیده.

239
00:13:35,689 --> 00:13:38,650
‫تام، پسرت نیاز به توجه داره.

240
00:13:38,733 --> 00:13:40,986
‫حداقل فردا برای مهمونی‌مون برگرد.

241
00:13:41,111 --> 00:13:42,445
‫حالا ببینیم چی میشه.

242
00:13:43,488 --> 00:13:44,698
‫خدا لعنتش کنه.

243
00:13:46,700 --> 00:13:48,201
‫لعنتی!

244
00:13:50,287 --> 00:13:52,706
‫چرا نمیای داخل خودت رو گرم کنی، هوم؟

245
00:13:52,789 --> 00:13:54,124
‫حداقل کاریه که ازم برمیاد.

246
00:13:54,249 --> 00:13:55,709
‫- سوبانا؟
‫- بله، قربان.

247
00:13:55,792 --> 00:13:58,336
‫برای این مَرد لباس گرم
‫و یه جفت کفش درست و حسابی بیار.

248
00:13:58,461 --> 00:14:00,338
‫- چشم، قربان.
‫- تو دختره رو به آشپزخانه ببر،

249
00:14:00,463 --> 00:14:02,132
‫واسه آقا غذای گرم بیار.

250
00:14:03,174 --> 00:14:04,593
‫شما می‌تونین همراه من بیاین، جناب.

251
00:14:04,801 --> 00:14:06,511
‫لوک!

252
00:14:07,095 --> 00:14:09,306
‫چه وضعشه؟
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

253
00:14:09,389 --> 00:14:11,182
‫فقط همینطوری نقش بازی کن.
‫باید تا موقعی که می‌رسیم پیش مامانم...

254
00:14:11,266 --> 00:14:12,642
‫وانمود کنیم که این واقعیه.

255
00:14:12,767 --> 00:14:14,769
‫فقط باید یکی رو پیدا کنم که بهم بگه
‫چطوری برم پیشش.

256
00:14:14,853 --> 00:14:17,355
‫تو برو داخل.
‫یکم دیگه می‌بینمت.

257
00:14:17,606 --> 00:14:20,275
‫اگه ازم سوال پرسید چی؟

258
00:14:20,400 --> 00:14:22,527
‫- چی بگم؟
‫- یه چیزی از خودت در بیار.

259
00:14:22,819 --> 00:14:24,112
‫مهم نیست.

260
00:14:24,237 --> 00:14:25,614
‫از پسش برمیایم.

261
00:14:30,285 --> 00:14:31,661
‫قربان، آماده‌این؟

262
00:14:46,176 --> 00:14:47,552
‫راستی، من دانام.

263
00:14:51,222 --> 00:14:52,557
‫اسم تو چیه؟

264
00:14:54,768 --> 00:14:57,437
‫اولیویا رو می‌شناسی؟
‫می‌دونی کجا زندگی می‌کنه؟

265
00:15:08,907 --> 00:15:11,368
‫تو باید صبر کنی.
‫درگیر سِرو غذام،

266
00:15:11,534 --> 00:15:13,370
‫و هنوزم باید شام ارباب تام رو حاضر کنم.

267
00:15:13,370 --> 00:15:14,663
‫درواقع، یه نگاهی به دیگ بنداز.

268
00:15:14,788 --> 00:15:17,624
‫راستش من دنبال اولیویا می‌گردم.

269
00:15:25,507 --> 00:15:27,509
‫برو. بگیر بشین.

270
00:15:52,450 --> 00:15:54,619
‫می‌دونی، از اینجا به بعدش رو خودم می‌تونم.

271
00:16:05,547 --> 00:16:06,589
‫دیدی؟

272
00:16:06,965 --> 00:16:09,259
‫هیچوقت قبل از اینکه اول باهام حرف نزدی
‫دکتر خبر نکن.

273
00:16:09,384 --> 00:16:13,430
‫و مخصوصا این شیاد دکتر وست رو خبر نکن.

274
00:16:13,555 --> 00:16:15,765
‫یعنی، چطور انتظار داری پول همه اینا رو بدم؟

275
00:16:15,849 --> 00:16:17,851
‫اون حاضره در ازای خدماتش کالا بگیره.

276
00:16:17,934 --> 00:16:19,602
‫خدماتش؟

277
00:16:21,479 --> 00:16:23,606
‫یکی بود که به اسب‌هام رسیدگی می‌کرد.

278
00:16:23,690 --> 00:16:25,442
‫ممکنه تو رو بگیره.

279
00:16:25,567 --> 00:16:29,195
‫خب، توصیه می‌کنم بری و ببینی
‫چه مبادله‌ای می‌خواد،

280
00:16:29,320 --> 00:16:31,573
‫وگرنه باید یکشنبه‌ها کار کنی
‫و بدهی رو صاف کنی.

281
00:16:32,699 --> 00:16:34,492
‫خدمتکارم نتونسته کمکت کنه؟

282
00:16:34,576 --> 00:16:35,702
‫نه، من...

283
00:16:35,827 --> 00:16:38,454
‫خودم عادت دارم که لباسم رو عوض کنم.

284
00:16:38,580 --> 00:16:40,248
‫سوبانا، می‌تونی بری.

285
00:16:40,331 --> 00:16:41,749
‫بله، ارباب تام.

286
00:16:45,920 --> 00:16:47,797
‫این گرمت می‌کنه.

287
00:16:49,966 --> 00:16:51,467
‫ممنونم.

288
00:16:51,885 --> 00:16:53,428
‫لطفا.

289
00:16:58,933 --> 00:17:02,604
‫خب، بیشتر درمورد این سرقت برام بگو.

290
00:17:02,729 --> 00:17:06,482
‫سه نفر بودن و ما رو محاصره کردن.

291
00:17:06,566 --> 00:17:12,238
‫یکی‌شون اسلحه داشت
‫و دو نفر دیگه...

292
00:17:12,322 --> 00:17:14,240
‫- چاقو داشتن؟
‫- بله.

293
00:17:14,324 --> 00:17:17,827
‫و اونی که اسلحه دستش بود،
‫گنده هیکل بود.

294
00:17:17,952 --> 00:17:20,955
‫و اومد سمت‌مون...

295
00:17:21,039 --> 00:17:23,666
‫و اسلحه رو سمت صورتم گرفت...

296
00:17:23,791 --> 00:17:29,297
‫و گفت، "کیسه‌ها رو تحویل بده".

297
00:17:30,048 --> 00:17:31,966
‫منم همین کارو کردم.
‫و اسب هم دیگه.

298
00:17:32,050 --> 00:17:33,384
‫و کفش‌هات؟

299
00:17:33,509 --> 00:17:35,428
‫بله، و کفش‌ها و کتم.

300
00:17:35,553 --> 00:17:37,263
‫خیلی ترسناک بود.

301
00:17:37,347 --> 00:17:39,641
‫واقعا مایه تاسفه.

302
00:17:40,767 --> 00:17:43,394
‫- کجا می‌رفتین؟
‫- جنوب.

303
00:17:43,478 --> 00:17:46,773
‫- جنوب.
‫- عموم به تازگی فوت شده.

304
00:17:46,856 --> 00:17:48,650
‫- تسلیت عرض می‌کنم.
‫- ممنونم.

305
00:17:48,816 --> 00:17:51,653
‫من و دانا تو راهمون به...

306
00:17:51,736 --> 00:17:54,697
‫دانا؟ این اسم برده توئه؟

307
00:17:58,117 --> 00:18:00,954
‫- آقای فرانکلین؟
‫- بله.

308
00:18:01,329 --> 00:18:03,456
‫طرز حرف زدن اون خیلی عجیبه.

309
00:18:03,581 --> 00:18:05,792
‫اونو از کجا تهیه کردین؟

310
00:18:05,917 --> 00:18:07,669
‫شمال در نیویورک.

311
00:18:08,670 --> 00:18:10,421
‫نیویورک.

312
00:18:10,755 --> 00:18:12,757
‫همه سیاه سوخته‌های نیویورک اینطوری حرف می‌زنن؟

313
00:18:12,840 --> 00:18:17,679
‫اونا؟ نمی‌دونم.
‫اون که اینطوری حرف می‌زنه.

314
00:18:19,555 --> 00:18:22,350
‫و اون تنها برده‌ایه که تا حالا داشتم.

315
00:18:22,433 --> 00:18:23,643
‫که اینطور.

316
00:18:23,726 --> 00:18:26,729
‫پس تازه وارد مسئله برده‌داری شدی؟

317
00:18:26,813 --> 00:18:27,939
‫نسبتا آره.

318
00:18:28,064 --> 00:18:29,732
‫می‌دونین دانا کجاست؟

319
00:18:29,816 --> 00:18:31,567
‫خب، مطمئنم که به زودی میاد.

320
00:18:31,693 --> 00:18:34,445
‫نمی‌خوام تو کارتون فضولی کنم، آقای فرانکلین،

321
00:18:34,570 --> 00:18:37,490
‫ولی به عنوان کسی که در برده‌داری تجربه داره،

322
00:18:37,615 --> 00:18:40,410
‫توصیه‌ام بهت اینه که
‫در صورتی که...

323
00:18:40,493 --> 00:18:42,704
‫اون دختر به درد کار خاصی برات نمی‌خوره،

324
00:18:42,870 --> 00:18:47,667
‫ممکنه بهتر باشه که اونو
‫با یه برده فرمان بردارتر معامله کنی.

325
00:18:47,750 --> 00:18:50,712
‫احتمالا به خاطر اون بهت دستبرد زده شده.

326
00:18:50,837 --> 00:18:53,548
‫ببین، یه همچین برده‌ای...

327
00:18:53,673 --> 00:18:55,466
‫امنیت خودش رو به امنیت اربابش اولویت قرار میده.

328
00:18:55,550 --> 00:18:58,511
‫من باید از دستشویی استفاده کنم.

329
00:18:59,429 --> 00:19:00,596
‫می‌خوای حموم کنی؟

330
00:19:00,680 --> 00:19:04,100
‫نه، باید خودم رو راحت کنم.

331
00:19:04,183 --> 00:19:06,352
‫درک می‌کنم.
‫البته.

332
00:19:06,436 --> 00:19:08,312
‫مستراح ما اون طرفیه.

333
00:19:08,604 --> 00:19:09,981
‫- ممنون.
‫- هوم.

334
00:19:10,398 --> 00:19:12,024
‫- پالتوت رو ببر.
‫- بله.

335
00:19:12,150 --> 00:19:13,734
‫اوه، بله. بله.

336
00:19:30,585 --> 00:19:32,587
‫این واسه تو نیست.
‫برو دنبال کارت.

337
00:19:33,611 --> 00:19:38,611
(ارائه ای از رسانه دوستی ها)

338
00:19:39,093 --> 00:19:40,553
‫تویی، مگه نه؟

339
00:19:40,636 --> 00:19:41,846
‫اولش مطمئن نبودم.

340
00:19:41,929 --> 00:19:44,432
‫- اون همونیه که خودت می‌دونی؟
‫- کی؟

341
00:19:44,557 --> 00:19:46,976
‫شیطان، مَردی که باهاش اومدی؟

342
00:19:47,768 --> 00:19:50,855
‫نه، اون فقط یه مَرده.

343
00:19:50,980 --> 00:19:52,648
‫دوست منه.

344
00:19:52,773 --> 00:19:54,775
‫باید فوراً برم پیش اولیویا.

345
00:19:54,859 --> 00:19:56,694
‫فکر نکنم امشب بشه.

346
00:19:56,819 --> 00:19:58,696
‫اینکه سعی کنم برم اونجا
‫و بدون گیر کردن برگردم؟

347
00:19:58,696 --> 00:20:00,865
‫نمی‌تونم ریسک کنم که تو این سرما
‫حیوونی رو از دست بدم.

348
00:20:00,990 --> 00:20:02,533
‫ولی مهمه.

349
00:20:03,117 --> 00:20:05,119
‫موقع گشت اتفاقی بین شما افتاد، مگه نه؟

350
00:20:05,119 --> 00:20:07,705
‫اون مَرد از اون موقع دیگه دیده نشده
‫و اولیویا هم چیزی نمیگه.

351
00:20:07,788 --> 00:20:09,749
‫از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم چقدر می‌گذره؟

352
00:20:09,790 --> 00:20:12,084
‫باید حدود سه تا چهار ماهی باشه.

353
00:20:12,168 --> 00:20:13,753
‫- چرا؟
‫- دانا.

354
00:20:16,964 --> 00:20:18,633
‫میشه باهات حرف بزنم؟

355
00:20:22,136 --> 00:20:23,679
‫ببخشید.

356
00:20:35,233 --> 00:20:36,817
‫کوین، چی شده؟

357
00:20:41,113 --> 00:20:44,825
‫فکر می‌کنن تو برده منی.

358
00:20:45,326 --> 00:20:48,037
‫آره. جای تعجبی هم نداره.

359
00:20:48,162 --> 00:20:51,499
‫- چیکار کنیم؟
‫- فقط کار مشکوکی نکن.

360
00:20:51,582 --> 00:20:54,251
‫با این آب و هوا، نمی‌تونیم بریم پیش مامانم
‫پس...

361
00:20:54,377 --> 00:20:55,795
‫دانا، نمی‌تونیم اینجا بمونیم.

362
00:20:55,878 --> 00:20:57,546
‫- باید برگردیم.
‫- می‌دونم،

363
00:20:57,672 --> 00:20:59,215
‫ولی روش کنترلی ندارم.

364
00:20:59,340 --> 00:21:02,593
‫اصلا نمی‌دونم که میشه کنترلش کرد یا نه.

365
00:21:03,302 --> 00:21:05,763
‫و هر دفعه که میام اینجا،
‫یکم بیشتر می‌مونم.

366
00:21:05,846 --> 00:21:07,765
‫پس یه چیزیه که باید ته توش رو در بیاریم.

367
00:21:09,100 --> 00:21:11,060
‫فقط نزدیکم بمون.

368
00:21:11,394 --> 00:21:15,773
‫بهشون بگو که نباید از هم جدا باشیم
‫و بعد...

369
00:21:15,856 --> 00:21:18,526
‫- می‌تونیم بریم.
‫- ارباب فرانکلین.

370
00:21:18,693 --> 00:21:20,903
‫درخواست کردن برین داخل خونه.

371
00:21:21,612 --> 00:21:22,780
‫اینجاست.

372
00:21:22,905 --> 00:21:24,949
‫آقای فرانکلین، با دکتر وست آشنا بشین.

373
00:21:26,325 --> 00:21:29,912
‫دکتر وست.
‫خوشوقتم.

374
00:21:33,833 --> 00:21:36,544
‫بهم گفتن که یه مرد تنومند...

375
00:21:36,627 --> 00:21:37,920
‫این طرفا هست،

376
00:21:38,004 --> 00:21:39,797
‫و فکر کردم از شانس خوب ماست،

377
00:21:39,880 --> 00:21:42,550
‫چون بین پسرک و مادرش،

378
00:21:43,009 --> 00:21:45,886
‫سه نفر لازمه.

379
00:21:46,470 --> 00:21:48,597
‫کنترل مارگارت سخته.

380
00:21:48,681 --> 00:21:49,974
‫ولی در دفاع از اون،

381
00:21:50,057 --> 00:21:51,851
‫با تجربه‌ای که من دارم
‫هرگز خوشایند نیست...

382
00:21:51,934 --> 00:21:54,061
‫که مادری خون‌ریزی بچه‌اش رو ببینه.

383
00:21:54,228 --> 00:21:56,731
‫- خون‌ریزی؟
‫- بله.

384
00:21:56,939 --> 00:21:59,942
‫ما نمی‌دونیم که بچه از کِی
‫تو اون آب و هوا بوده.

385
00:22:00,025 --> 00:22:02,319
‫باید خون روفس جوان رو بگیریم
‫تا از شر...

386
00:22:02,445 --> 00:22:04,697
‫خونِ هر تبی که ممکنه به خاطر آب و هوا متحمل شده
‫خلاص بشیم.

387
00:22:04,780 --> 00:22:08,242
‫فکر نکنم این کار لازم باشه.

388
00:22:10,828 --> 00:22:13,122
‫یعنی، اون مدت زیادی اون بیرون نبوده.

389
00:22:13,497 --> 00:22:16,375
‫و تو کی باشی که به من بگی
‫چه چیزی لازمه...

390
00:22:16,459 --> 00:22:18,627
‫یا چه چیزی لازم نیست، سیاه سوخته؟

391
00:22:18,711 --> 00:22:20,588
‫آم...

392
00:22:20,713 --> 00:22:27,928
‫درواقع خدمتکار من اونو پیدا
‫و درمان کرد.

393
00:22:28,053 --> 00:22:33,142
‫اون درواقع در درمانگری خیلی مهارت داره.

394
00:22:37,188 --> 00:22:42,193
‫اون یه جور آتل برای پاش آماده کرد.

395
00:22:45,154 --> 00:22:48,115
‫گمون کنم یکی از اون زن‌های به اصطلاح
‫شفادهنده گیاهیه.

396
00:22:50,868 --> 00:22:54,205
‫خب، بهت اطمینان میدم کلفت،

397
00:22:54,288 --> 00:22:57,082
‫هنر طبابت خیلی پیشرفته‌تر از...

398
00:22:57,166 --> 00:23:00,711
‫چیزیه که توی انسان اولیه بتونی درک کنی.

399
00:23:00,794 --> 00:23:02,922
‫آقای فرانکلین، لطف کن...

400
00:23:03,005 --> 00:23:04,965
‫برده‌ات رو ساکت نگه دار.

401
00:23:05,382 --> 00:23:10,638
‫همین که جسارت اینو داره که تو چشمم نگاه کنه
‫خودش به اندازه کافی بد هست.

402
00:23:10,721 --> 00:23:14,183
‫حالا تو خانم ویلین رو می‌بری.

403
00:23:14,308 --> 00:23:15,976
‫تو باید جلوی در رو مسدود کنی.

404
00:23:16,060 --> 00:23:18,812
‫من و لوک پاش رو جا می‌ندازیم.

405
00:23:18,896 --> 00:23:20,773
‫می‌خواین دست‌هاتون رو بشورین، قربان؟

406
00:23:20,898 --> 00:23:23,776
‫نه، نه، نه.
‫وقت نداریم.

407
00:23:31,992 --> 00:23:33,577
‫دانا! دانا!

408
00:23:33,702 --> 00:23:35,913
‫ببرش اونجا تا خفه خون بگیره!

409
00:23:37,665 --> 00:23:39,875
‫- مارگارت. آروم باش!
‫- نه! نه!

410
00:23:40,000 --> 00:23:41,877
‫طوریت نیست.
‫طوری نیست، طوری نیست.

411
00:23:42,127 --> 00:23:43,754
‫نگهش دارین.

412
00:23:48,884 --> 00:23:51,637
‫بس کن دیگه!
‫بس کن. بس کن.

413
00:23:51,762 --> 00:23:54,431
‫بچه‌ام. بچه‌ام.

414
00:23:57,518 --> 00:24:00,354
‫متاسفم، ولی لطفا نگهش دارین.

415
00:24:00,437 --> 00:24:03,023
‫نگهش دارین.
‫نگهش دارین.

416
00:24:04,608 --> 00:24:08,737
‫قتل! قتل! قتل!

417
00:24:10,406 --> 00:24:12,574
‫- منو ببین.
‫- مامانی.

418
00:24:14,785 --> 00:24:16,495
‫قورتش بده، خانم ویلین.

419
00:24:19,498 --> 00:24:21,542
‫قورتش بده.

420
00:24:27,131 --> 00:24:29,425
‫هرچی بیشتر وول بخوری، بیشتر طول می‌کشه.

421
00:24:29,508 --> 00:24:31,593
‫هی، روفس. دستم رو بگیر.
‫هرچقدر که محکم می‌تونی دستم رو بگیر.

422
00:24:42,813 --> 00:24:45,024
‫همینه، همینطوری.
‫دستش رو بگیر.

423
00:24:45,107 --> 00:24:46,984
‫تو که اونجایی.
‫بیا اینجا.

424
00:24:47,109 --> 00:24:49,028
‫هی، ثابت نگهش دار.

425
00:25:04,251 --> 00:25:06,712
‫خونه زیبایی دارین.

426
00:25:10,466 --> 00:25:13,469
‫قراره مهمانی‌ای گرفته بشه.

427
00:25:13,927 --> 00:25:15,012
‫چی، امشب؟

428
00:25:15,137 --> 00:25:16,972
‫نه، فردا.

429
00:25:17,097 --> 00:25:18,724
‫خراب شده.

430
00:25:19,933 --> 00:25:22,770
‫جشن کریسمس.

431
00:25:22,853 --> 00:25:26,023
‫من و روفس قرار بود باهم اجرا کنیم

432
00:25:26,106 --> 00:25:27,608
‫مینوئت.

433
00:25:27,691 --> 00:25:29,985
‫- شب کریسمسه؟
‫- تقریبا.

434
00:25:30,903 --> 00:25:32,905
‫می‌دونم که مسخره‌ست.

435
00:25:34,239 --> 00:25:35,574
‫کی کریسمس رو جشن می‌گیره؟

436
00:25:35,699 --> 00:25:37,951
‫ولی با خودم گفتم...

437
00:25:38,076 --> 00:25:40,662
‫ارزش داره که اینجا یه کار شاد انجام بدیم.

438
00:25:45,709 --> 00:25:48,003
‫جناب وزیر خیلی ناامید میشه.

439
00:26:38,178 --> 00:26:41,265
‫اوه. غش کرد.

440
00:26:41,932 --> 00:26:44,184
‫خوبه.

441
00:26:48,564 --> 00:26:49,815
‫بزن.

442
00:26:57,572 --> 00:26:59,241
‫درک می‌کنم، سپتیموس،

443
00:26:59,324 --> 00:27:01,493
‫ولی صرفاً دسترسی‌ای به هیچ وجهی ندارم.

444
00:27:01,618 --> 00:27:04,663
‫بهم گفتن وقتی پسره خبرت کرد
‫اینو بهت توضیح داده.

445
00:27:04,788 --> 00:27:07,207
‫خب، به هیچ وجه نگفت.

446
00:27:07,666 --> 00:27:09,835
‫و باید بگم که این آب و هوا...

447
00:27:09,918 --> 00:27:13,422
‫اومدنم رو واقعا خطرناک کرد.
‫باید دو برابر ازت هزینه بگیرم.

448
00:27:15,841 --> 00:27:18,969
‫شاید مایل به مبادله باشی.

449
00:27:19,052 --> 00:27:20,554
‫هوم؟

450
00:27:20,679 --> 00:27:22,639
‫می‌دونم که تو مَرد اهل علم هستی،

451
00:27:22,764 --> 00:27:26,601
‫و من برده‌ای دارم که بیماری خاص پا داره،

452
00:27:26,685 --> 00:27:30,522
‫که ممکنه به درد پژوهش‌هات بخوره.

453
00:27:31,315 --> 00:27:32,607
‫بیشتر بگو.

454
00:27:32,691 --> 00:27:34,276
‫بیا.

455
00:27:34,943 --> 00:27:38,864
‫دانا. تموم شد؟

456
00:27:38,947 --> 00:27:43,660
‫آره. تموم شد.

457
00:27:46,997 --> 00:27:49,416
‫تو اسم منو از کجا می‌دونی؟

458
00:27:49,541 --> 00:27:51,793
‫شنیدم که با این اسم صدات می‌کردن.

459
00:27:52,753 --> 00:27:54,004
‫کی؟

460
00:27:54,087 --> 00:27:58,675
‫مَردی که همراهش اومدی.
‫اینجاست؟

461
00:27:59,009 --> 00:28:01,011
‫آره، اینجاست.

462
00:28:01,636 --> 00:28:04,556
‫دیدمش که داشت تو اون اتاق خالی
‫تو رو می‌کشید می‌برد،

463
00:28:05,891 --> 00:28:08,310
‫می‌کشوندت سمت در.

464
00:28:09,519 --> 00:28:11,563
‫تو داشتی فریاد می‌زدی.

465
00:28:12,773 --> 00:28:14,399
‫اون ارباب توئه؟

466
00:28:14,524 --> 00:28:17,277
‫نه. دوست منه.

467
00:28:17,402 --> 00:28:20,280
‫- بهت صدمه می‌زد؟
‫- نه.

468
00:28:21,448 --> 00:28:24,284
‫- اوه.
‫- کِی اینو دیدی، روفس؟

469
00:28:24,951 --> 00:28:26,745
‫- چطوری؟
‫- تو ذهنم.

470
00:28:27,496 --> 00:28:29,498
‫وقتی داشتم میفتادم.

471
00:28:33,460 --> 00:28:35,837
‫دوباره منو تنها می‌ذاری؟

472
00:28:36,963 --> 00:28:39,883
‫نه. نه.

473
00:28:58,652 --> 00:29:01,822
‫حالا سوبانا، قرار نیست خیلی دور بشی.
‫تا شهر میری.

474
00:29:01,947 --> 00:29:03,615
‫و دکتر وست مطمئن میشه...

475
00:29:03,698 --> 00:29:05,700
‫که هر موقع زمان مناسبی بود
‫بیای بهمون سر بزنی.

476
00:29:05,826 --> 00:29:08,537
‫- درست نمیگم، دکتر؟
‫- درسته.

477
00:29:08,662 --> 00:29:12,415
‫خیلی‌خب، حالا تا جاده‌هات غیرقابل عبور نشده
‫سریع برید.

478
00:29:14,042 --> 00:29:15,710
‫خداحافظ، ویلین.

479
00:29:57,502 --> 00:30:00,714
‫اوه، متاسفم.
‫امیدوارم از نظرتون اشکالی نداشته باشه.

480
00:30:00,797 --> 00:30:02,549
‫نه.

481
00:30:02,632 --> 00:30:06,011
‫به نظر خیلی ماهر میای.

482
00:30:06,094 --> 00:30:08,722
‫ممنونم.

483
00:30:08,805 --> 00:30:11,975
‫بیش از ده ساله که کسی دست به اون پیانو نزده.

484
00:30:12,100 --> 00:30:14,019
‫تو موسیقی‌دان هستی؟

485
00:30:14,102 --> 00:30:17,105
‫آره... بله، درسته.

486
00:30:17,188 --> 00:30:19,608
‫- یه موسیقی‌دان مسافر.
‫- هوم.

487
00:30:19,691 --> 00:30:21,776
‫و سازهات؟

488
00:30:22,944 --> 00:30:24,571
‫راهزن‌ها بردنشون.

489
00:30:25,530 --> 00:30:27,866
‫خب...

490
00:30:28,533 --> 00:30:31,494
‫می‌خوام به خاطر کمکت ازت تشکر کنم.

491
00:30:32,537 --> 00:30:34,122
‫می‌دونم که صحنه خوشایندی نبود.

492
00:30:34,247 --> 00:30:38,585
‫و به خاطر ملاحظه‌ات ممنونم.

493
00:30:39,627 --> 00:30:43,465
‫لطفا برای شام بهم ملحق شو.

494
00:30:44,966 --> 00:30:49,804
‫- خوندن بلدی؟
‫- بله، بلدم.

495
00:30:51,598 --> 00:30:54,684
‫تو از کجا میای، جای خوبیه؟

496
00:30:54,809 --> 00:30:56,519
‫آره.

497
00:30:57,812 --> 00:30:59,898
‫اگه بابا مچ خدمتکاری رو بگیره که
‫تو کتابی سرک می‌کشه،

498
00:30:59,981 --> 00:31:02,901
‫حتی اگه به عکس‌هاش نگاه کرده باشن،

499
00:31:03,026 --> 00:31:07,113
‫طوری به درخت می‌بندتشون که انگار دزدی کردن.

500
00:31:07,197 --> 00:31:09,824
‫خب، بابای تو به من اهر و نهی نمی‌کنه.

501
00:31:16,373 --> 00:31:19,667
‫- برام کتاب می‌خونی؟
‫- آره.

502
00:31:25,256 --> 00:31:27,217
‫"نویسنده این سفرها،

503
00:31:27,342 --> 00:31:32,388
‫آقای لموئل گالیور دوست قدیمی منه.

504
00:31:32,472 --> 00:31:34,390
‫به همین ترتیب نسبتی بین ما...

505
00:31:34,516 --> 00:31:36,810
‫- از سمت مادری وجود داره..."
‫- این چه وضعشه؟

506
00:31:38,853 --> 00:31:41,314
‫من ازش خواستم برام کتاب بخونه، مامانی.

507
00:31:41,439 --> 00:31:44,859
‫جایی که اون ازش میاد،
‫اجازه‌اش رو داره.

508
00:31:46,444 --> 00:31:50,115
‫راحتی؟
‫پات درد می‌کنه؟

509
00:31:50,198 --> 00:31:51,491
‫حالم خوبه، مامان.

510
00:31:54,160 --> 00:31:55,495
‫خب، ادامه بده.

511
00:32:06,214 --> 00:32:10,426
‫"حدود سه سال پیش، آقای گالیور،

512
00:32:10,510 --> 00:32:13,179
‫درحالی که داشت خسته می‌شد
‫از دست افراد کنجکاو زیادی که..."

513
00:32:13,263 --> 00:32:14,514
‫عزیزم، گرمت نیست؟

514
00:32:14,639 --> 00:32:16,850
‫می‌خوای بگم کری بیاد بالا بادت بزنه؟

515
00:32:17,392 --> 00:32:19,811
‫- خوبم، مامان.
‫- گرسنته، عزیزم؟

516
00:32:19,936 --> 00:32:21,646
‫چون خاله سارا کیک درست کرده.

517
00:32:21,771 --> 00:32:23,189
‫یه تیکه می‌خوای؟

518
00:32:23,356 --> 00:32:25,358
‫کیک نمی‌خوام، مامان.

519
00:32:26,359 --> 00:32:27,861
‫مطمئنی؟

520
00:32:27,944 --> 00:32:30,822
‫باید خامه سفید قشنگی که بهش زده رو ببینی.

521
00:32:30,905 --> 00:32:33,449
‫من می‌خوام کتاب خوندن دانا رو گوش بدم.
‫همین.

522
00:32:36,244 --> 00:32:37,412
‫خب، چرا ادامه نمیدی؟

523
00:32:37,537 --> 00:32:39,455
‫قرار بود کتاب بخونی.
‫بخون خب.

524
00:32:43,334 --> 00:32:45,545
‫"اما شنیدم که اون گفت خانواده‌اش از..."

525
00:32:45,628 --> 00:32:47,881
‫نمی‌دونم چرا خوشت میاد به صداش گوش بدی.

526
00:32:48,006 --> 00:32:50,174
‫صداش عین وز وز کردن مگسه.

527
00:32:50,258 --> 00:32:51,676
‫وقتی حرف می‌زنی که نمی‌تونم صداش رو بشنوم.

528
00:32:51,801 --> 00:32:54,345
‫- عزیزم، من فقط گفتم...
‫- هیچی نگو، مامان.

529
00:32:54,470 --> 00:32:56,514
‫برو پی کارت و مزاحمم نشو.

530
00:32:56,598 --> 00:32:58,892
‫- روفس.
‫- برو!

531
00:33:00,894 --> 00:33:02,562
‫چطور می‌تونی اینطوری باهام رفتار کنی؟

532
00:33:03,771 --> 00:33:06,190
‫به خاطر یه سیاه سوخته.

533
00:33:12,780 --> 00:33:14,657
‫بعضی وقت‌ها خیلی از دستش خسته میشم.

534
00:33:16,242 --> 00:33:17,744
‫نگرانش نباش.

535
00:33:17,827 --> 00:33:20,580
‫یکم دیگه برمی‌گرده و یه تیکه کیک...

536
00:33:20,705 --> 00:33:22,665
‫با خامه خوشمزه میاره.

537
00:33:25,001 --> 00:33:27,211
‫دانا کتاب بخون.

538
00:33:35,428 --> 00:33:37,555
‫"قبل از اینکه ردیرف رو ترک کنه،

539
00:33:37,639 --> 00:33:40,391
‫"اون این اسناد رو داد دست..."

540
00:33:46,689 --> 00:33:48,274
‫دانا؟

541
00:33:48,358 --> 00:33:50,693
‫آره. بالا پیش پسره‌ست.

542
00:33:51,819 --> 00:33:53,488
‫انگار خیلی ازش خوشش اومده.

543
00:33:53,571 --> 00:33:56,240
‫آره، اون میونه خوبی با بچه‌ها داره.

544
00:33:56,324 --> 00:33:57,909
‫بیا مطمئن بشیم که بهش رسیدگی میشه.

545
00:33:58,034 --> 00:33:59,660
‫برای خدمتکار آقای فرانکلین...

546
00:33:59,744 --> 00:34:03,247
‫یه کاسه گرم از هر حریره‌ای که
‫سارا داره سِرو می‌کنه بیار.

547
00:34:04,832 --> 00:34:07,710
‫از نظر من تا همین الانشم
‫نسبت به مَردی که...

548
00:34:07,794 --> 00:34:09,504
‫این غذا براش آماده شده،
‫تو همراه بهتری هستی.

549
00:34:09,629 --> 00:34:12,382
‫همون آقایی که اون موقع رفت؟

550
00:34:13,299 --> 00:34:14,634
‫چارلز بروداس.

551
00:34:14,717 --> 00:34:17,428
‫مایه دردسر منه.

552
00:34:17,553 --> 00:34:18,679
‫آره.

553
00:34:18,846 --> 00:34:21,391
‫اون صاحب صد و خرده‌ای هکتار زمین...

554
00:34:21,474 --> 00:34:23,309
‫بغل زمین منه.

555
00:34:24,352 --> 00:34:25,686
‫داره به انگلیس برمی‌گرده،

556
00:34:25,770 --> 00:34:28,314
‫و باید قانعش کنم که قبل از رفتن
‫زمینش رو بهم بفروشه...

557
00:34:28,439 --> 00:34:31,651
‫وگرنه با چندتا از همسایه‌هام به مشکل می‌خورم.

558
00:34:31,776 --> 00:34:36,280
‫ولی اصلا نمی‌تونم از این آدم خود مختار
‫سر در بیارم.

559
00:34:36,823 --> 00:34:39,492
‫و به نظر میاد که نمی‌‌تونم...

560
00:34:39,575 --> 00:34:41,869
‫با همچین مَرد سستی ارتباط برقرار کنم.

561
00:34:43,621 --> 00:34:46,541
‫تو آدم خانواده‌داری هستی، آقای فرانکلین؟
‫هوم؟

562
00:34:46,624 --> 00:34:48,543
‫شاید یه جایی همسرت منتظرت باشه؟

563
00:34:48,626 --> 00:34:50,837
‫نه، هنوز نه.

564
00:34:50,920 --> 00:34:52,797
‫در سن شما؟

565
00:34:52,922 --> 00:34:55,258
‫خب، آره...

566
00:34:55,383 --> 00:34:58,886
‫یکی بود ولی فوت شد.

567
00:35:03,641 --> 00:35:05,351
‫بله.

568
00:35:05,893 --> 00:35:10,731
‫من با این رنج خاص آشنا هستم.

569
00:35:12,942 --> 00:35:14,777
‫همسر اولم، هانا.

570
00:35:15,194 --> 00:35:17,321
‫دچار تب بولون شد،

571
00:35:17,405 --> 00:35:19,907
‫که حدود 15 سال پیش اینجا رو فرا گرفت.

572
00:35:21,075 --> 00:35:24,579
‫همچنین جان پدرش
‫و چندتا از خدمتکارهام رو هم گرفت.

573
00:35:26,122 --> 00:35:29,458
‫آره، خیلی ناجور بود.

574
00:35:31,460 --> 00:35:33,379
‫آره، یه روز هم نشده که...

575
00:35:33,462 --> 00:35:35,006
‫به یادش نیفتم.

576
00:35:35,089 --> 00:35:36,841
‫اوهوم.

577
00:35:37,425 --> 00:35:40,595
‫اونم مثل تو موسیقی‌دان خیلی بااستعدادی بود.

578
00:35:41,512 --> 00:35:44,348
‫کمی پیش داشتی با پیانوی اون می‌نواختی.

579
00:35:44,891 --> 00:35:46,475
‫موسیقی اونم بود.

580
00:35:46,559 --> 00:35:48,060
‫اوه، عذر خواهی می‌کنم.

581
00:35:48,227 --> 00:35:49,770
‫نه، لزومی نداره.

582
00:35:52,148 --> 00:35:54,609
‫حالا ببین،

583
00:35:55,651 --> 00:35:57,028
‫من از رفتاری که...

584
00:35:57,111 --> 00:35:58,821
‫اون راهزن‌ها باهات کردن حیرت‌زده شدم.

585
00:35:58,821 --> 00:36:00,823
‫دزدیدن وسایل یه نفر یه چیزه،

586
00:36:00,948 --> 00:36:03,367
‫ولی دزدیدن اسباب شغل یه نفر،

587
00:36:03,492 --> 00:36:04,744
‫بحثش کاملا فرق می‌کنه.

588
00:36:04,827 --> 00:36:06,537
‫چطوره اینجا پیش ما بمونی، هوم؟

589
00:36:06,662 --> 00:36:08,414
‫به مدت یکی دو روز دیگه.

590
00:36:08,539 --> 00:36:10,666
‫جویا میشم که میشه...

591
00:36:10,750 --> 00:36:12,919
‫رد دزدها رو بزنن
‫و وسایلت رو پس بگیرن یا نه.

592
00:36:13,044 --> 00:36:15,630
‫نمی‌تونم تصور کنم که با همچین باری دور شده باشن.

593
00:36:15,755 --> 00:36:20,760
‫تا اون موقع، خودت رو مهمان خانه من بدون.

594
00:36:23,512 --> 00:36:24,847
‫ممنونم.

595
00:36:29,560 --> 00:36:32,480
‫"دیدیم که در عرض جغرافیایی 38 درجه...

596
00:36:32,563 --> 00:36:34,065
‫در دو دقیقه‌ای جنوب هستیم.

597
00:36:34,190 --> 00:36:38,653
‫12 تن از گروهمون به خاطر کار زیاد
‫و غذای بد مُرده بودن.

598
00:36:38,736 --> 00:36:41,614
‫بقیه‌شون در وضعیت خیلی بدی به سر می‌بردن".

599
00:36:52,458 --> 00:36:54,543
‫کی کیک می‌خواد؟

600
00:37:01,842 --> 00:37:03,386
‫می‌تونی بری.

601
00:37:24,740 --> 00:37:27,410
‫پس اون یه جورایی داره تو رو به اینجا میاره؟

602
00:37:27,493 --> 00:37:29,829
‫یه جورایی می‌تونه قبل از اینکه برگردم اینجا
‫منو ببینه.

603
00:37:31,789 --> 00:37:34,667
‫تو رو توی آشپزخونه دیده.
‫هر دومون رو دیده.

604
00:37:34,750 --> 00:37:37,711
‫و می‌تونم...

605
00:37:38,379 --> 00:37:41,465
‫منم یه جورایی می‌تونم ببینمش،
‫می‌تونم حسش کنم.

606
00:37:41,590 --> 00:37:43,134
‫می‌تونم حس کنم که چه اتفاقی داره براش میفته.

607
00:37:43,259 --> 00:37:44,927
‫خب، برنامه چیه؟

608
00:37:45,052 --> 00:37:49,140
‫یعنی، چند ساعت گذشته، دانا،
‫الان چندین ساعته که اینجاییم.

609
00:37:49,265 --> 00:37:50,975
‫واقعا باید اینجا بمونیم؟

610
00:37:51,100 --> 00:37:52,893
‫دیگه نمی‌دونم چیکار کنم.

611
00:37:53,436 --> 00:37:54,854
‫نمی‌تونم کنترلش کنم.

612
00:37:54,979 --> 00:37:56,730
‫باید یه جور راه‌حلی باشه.

613
00:37:56,856 --> 00:37:58,524
‫اگه کسی راه‌حلی داشته باشه،
‫اون مادرمه.

614
00:37:58,607 --> 00:38:00,192
‫اون تنها کسیه که می‌دونه.

615
00:38:00,317 --> 00:38:02,111
‫و... و من...

616
00:38:02,695 --> 00:38:05,573
‫فقط باید تا موقعی که بتونیم بریم پیشش تحمل کنیم.

617
00:38:07,658 --> 00:38:09,618
‫تو چطور اینجا می‌‌گذرونی؟

618
00:38:12,204 --> 00:38:14,623
‫اصلا نمی‌تونم چطور بهت بگم.

619
00:38:19,837 --> 00:38:21,922
‫یکم پیش با پیانو زدن شانسی نصیبم شد.

620
00:38:22,006 --> 00:38:23,757
‫باعث شد وقتم بگذره.

621
00:38:23,841 --> 00:38:26,010
‫- تو داشتی پیانو می‌زدی؟
‫- آره.

622
00:38:27,511 --> 00:38:30,723
‫موقع بچگی همینطوری حواس خودم رو پرت می‌کردم.

623
00:38:35,060 --> 00:38:36,604
‫گرسنه نیستی؟

624
00:38:37,229 --> 00:38:38,939
‫خسته‌ام.

625
00:38:40,691 --> 00:38:43,485
‫واسه ما ساعت 6 صبحه.

626
00:38:49,074 --> 00:38:50,951
‫عصر بخیر، آقای فرانکلین.

627
00:38:51,035 --> 00:38:52,494
‫عصر بخیر.

628
00:38:52,620 --> 00:38:54,496
‫فقط می‌خواستم بیام...

629
00:38:54,580 --> 00:38:57,541
‫و شخصا به خاطر رفتار اون موقعم عذرخواهی کنم.

630
00:38:57,625 --> 00:39:01,670
‫و به خاطر رسیدگی‌ای که به من...

631
00:39:01,754 --> 00:39:03,255
‫و پسرم کردین، تشکر کنم.

632
00:39:03,339 --> 00:39:06,091
‫می‌تونین تصور کنین که چقدر سخته...

633
00:39:06,258 --> 00:39:08,218
‫بچه‌ات رو در خطر ببینی.

634
00:39:08,302 --> 00:39:10,596
‫مشکلی نبود.

635
00:39:13,140 --> 00:39:14,808
‫آماده‌ای که بری استراحت کنی؟

636
00:39:14,892 --> 00:39:17,061
‫خوشحال میشم تا اقامتگاهت همراهیت کنم.

637
00:39:18,604 --> 00:39:22,066
‫اوه، ترجیح میدم اینجا بمونم.

638
00:39:22,191 --> 00:39:23,692
‫ممنونم.

639
00:39:25,027 --> 00:39:28,113
‫به نظرم اربابم اینطوری می‌خواد.

640
00:39:28,238 --> 00:39:30,115
‫درسته.

641
00:39:30,240 --> 00:39:32,076
‫می‌تونم روی زمین بخوابم.

642
00:39:32,159 --> 00:39:33,869
‫درک می‌کنم، آقای فرانکلین،

643
00:39:33,953 --> 00:39:36,288
‫ولی متاسفانه، واقعا باید اصرار داشته باشیم...

644
00:39:36,372 --> 00:39:38,791
‫که برده‌ها در اقامتگاه خودشون بخوابن.

645
00:39:38,916 --> 00:39:40,668
‫ولی نگران نباشین، ما...

646
00:39:40,793 --> 00:39:43,128
‫- اقامتگاه خیلی خوبی براش داریم.
‫- واقعا باید اصرار کنم.

647
00:39:43,295 --> 00:39:45,005
‫اگه کاری باهاش داشتین،

648
00:39:45,089 --> 00:39:47,508
‫فقط زنگونه کنار تختتون رو بزنین...

649
00:39:47,633 --> 00:39:49,218
‫و اون باید بتونه به کارتون رسیدگی کنه.

650
00:39:49,343 --> 00:39:52,721
‫اتاقی که توش می‌خوابه صرفاً بالای این اتاقه.

651
00:40:00,145 --> 00:40:02,856
‫بیدار باش، به محض اینکه تونستم برمی‌گردم.

652
00:40:08,237 --> 00:40:10,864
‫بهتون اطمینان میدم که جاش خیلی راحته.

653
00:40:18,122 --> 00:40:19,623
‫از این طرف، کلفت.

654
00:43:50,333 --> 00:43:55,380
::. FardisFilm.IR .::

